یک عکاس AP با الهام از پیکاسو، یک فرد نابینا را در حال «دیدن» هنر مجسم می کند
الساندرا تارانتینو از سال 2005 با آسوشیتدپرس در ایتالیا کار می کند. او که در رم مستقر است، عمدتاً واتیکان، ورزش و سیاست را پوشش می دهد. این چیزی است که او درباره این عکس خارقالعاده میگفت.
چرا این عکس؟
من مدتها بود که میخواستم داستانی درباره نابینایی بسازم، اما نتوانستم زاویه مناسبی را پیدا کنم. سپس یکی از دوستان قدیمی، جورجیو گواردی، در مورد کارهایی که با انجمن خود، Radici، که تورهای فراگیر در رم، از جمله تورهای نابینایان را سازماندهی می کند، به من گفت. من چیز زیادی در مورد رادیچی نمی دانستم، بنابراین در یکی از تورهای آنها شرکت کردم - جایی که افراد نابینا، ناشنوا و سایر معلولان در یک روز سرد نوامبر از رم دیدن کردند. دیدن اینکه چگونه افراد نابینا چیزها را لمس میکنند، چگونه انگشتان خود را حرکت میدهند و چگونه یک راهنمای تور دستشان را بر روی آثار هنری که در طول تور با آنها مواجه میشوند، میبرد بسیار جذاب بود.
افراد نابینایی که با آنها مصاحبه کردیم به ما توضیح دادند که این فقط لمس نیست، بلکه بسیاری از عناصر مانند صدای راهنما، رایحهها و احساس یک اثر هنری صمیمیتر است.
هنگامی که داشتم به این فکر می کردم که چگونه عکسی بسازم که ایده تصویر لمسی را منتقل کند، به یاد یک سری عکس معروف از جیون میلی افتادم که در اواخر دهه 40 یک مجموعه پرتره از پیکاسو ایجاد کرد در حالی که او برخی از طرح ها را در هوا به شکل مسیرهای نور دنبال می کرد. عکس ها در سال 1949 در LIFE منتشر شدند.
چگونه این عکس را ساختم
من معتقدم که برای یک فرد بینا، تصور اینکه یک نابینا چگونه "دید" می کند بسیار دشوار است، و فکر می کردم که با این تکنیک، می توانم تصویری ایجاد کنم که تصوری از این که چگونه دست ها یک اثر هنری را کاوش می کنند و چگونه می توان آن را توسط فردی که نمی بیند، تصور کرد. من در مورد این ایده از رئیس ارتباطات موزه تاتیله اومرو نظر خواستم، او با استفانیا تره، زن نابینایی که درباره ایدهام با او صحبت کردم، در تماس بودم. به او در مورد پیکاسو، عکاس نابغه میلی، و اینکه چگونه ارتباط او با هنر می تواند به خلاقیت هنری دیگری تبدیل شود، گفتم. ما در Museo Omero ملاقات کردیم، Stefania را در این تور دنبال کردیم و سپس با "تکنیک" آزمایش کردیم.
ما باید صبر میکردیم تا موزه بسته شود و کارکنان موزه همه چراغها را خاموش کنند. در عرض چند ثانیه، خود را در تاریکی غلیظی دیدیم. من یک چراغ LED کوچک به استفانیا داده بودم و یک حلقه کوچک با یک کش برای او درست کرده بودم که آن را روی انگشتش ببندد. استفانیا شروع به کاوش در صورت، به اندازه طبیعی دیوید میکل آنژ کرد، و من - قبلاً دوربین را روی سه پایه نصب کرده بودم - یک عکس نوردهی 24 ثانیه ای گرفتم. وقتی نتیجه را دیدم تقریباً متاثر شدم. چهره دیوید از تاریکی بیرون میآید، با چهره استفانیا که به طور کمرنگی در پسزمینه ظاهر میشود، در حالی که گاهی اوقات، اجمالی از دست او دیده میشود.
این عکس را با نوردهی طولانی گرفتم، دوربین روی 50 ISO تنظیم شده بود و روی سهپایه ثابت بود. دیافراگم روی f/16 تنظیم شد و نوردهی 24 ثانیه طول کشید. در طول 24 ثانیه، این شات، دست استفانیا را در حالی که چهره دیوید را کاوش می کرد، با یک چراغ LED روی یکی از انگشتان او قرار داد، که مجسمه را نیز روشن می کرد. نور کمی که از بیرون فیلتر میشد صورت او را کمی روشن کرد.
چرا این عکس کار میکند
من معتقدم این تصویر جذابی است که میتواند به مردم کمک کند چیزها را به شیوهای متفاوت ببینند. یکی از شعارهای Museo Tattile Omero "ممنوع است لمس نکردن" بود، و چگونه نه تنها بینایی، بلکه لمس کردن، می تواند به ما کمک کند تا زیبایی هنر را درک کنیم و با آن ارتباط برقرار کنیم.
این یک عکس غیرقابل پیش بینی است. شما واقعا نمی توانید بدانید که چه چیزی بیرون خواهد آمد، و حتی با وجود اینکه من قبلاً آزمایش هایی انجام داده بودم، وضعیت واقعی زندگی همیشه غیرقابل پیش بینی است.
بیشتر از سری «ONES» ما بخوانید
- یک نکته فنی
- یکی باید بخواند
- یک عکس فوقالعاده
___
برای عکاسی فوقالعاده AP، اینجا را کلیک کنید.